رد پایی بر ساحل |
|||
جمعه 9 تير 1391برچسب:, :: 23:12 :: نويسنده : ليلا
به قـــولِ بابام
به قـــولِ زنده یادحسین پناهی
به قـــولِ چارلی چاپلین
پیامبر (صلی الله علیه و آ له) فرمود: «لکل شیء عروس و عروس القرآن سوره الرحمن؛ برای هر چیزی عروسی است و عروس قرآن سوره الرحمن است.» فبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (سوره الرحمان کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت: "صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان ما را سحر کرده است." بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند: "این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد ... "اقتربت الساعه وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند. در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توسط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیاست ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد: "هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد... وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم. روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول برنامه اي را مشاهده می کردم، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند، دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجلات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند...
ادامه مطلب ... جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 17:57 :: نويسنده : ليلا
وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده میکرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب میدیدم. یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او میگفتم که در ذهنم چه میگذرد. من طلاق میخواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمیرسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟ از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه میکرد. میدانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگیاش آمده است. اما واقعاً نمیتوانستم جواب قانعکنندهای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش میسوخت. با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود میتواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانهام را بردارد. نگاهی به برگهها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبهای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمیتوانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفتهها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکمتر و واضحتر شده بود. ادامه مطلب ...
گاه می رویم تا برسیم.
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه رسیده ای و نمی دانی
پدرم می گفت تصمیم نگیر!
یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بیخیال شوی شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی لازم است گاهی عیسی باشی سپس کم کم یاد می گیری
جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 19:6 :: نويسنده : ليلا
اخيراً کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ايرانی در عهد قاجار" با قلم استاد علوم سياسی جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 19:3 :: نويسنده : ليلا
*راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و«ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت ازخانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواجخشک و خالی را در برمی گیرد، ** ازدواح مفرح**: **مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است،برای تفریح زن دیگری بگیرد**.*** ** ازدواج موجه**: **چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد،به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحانالهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدیاش اقدام کند**.*** **ا زدواج متمم**: **مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولشندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد**.*** ** ازدواج مثلث**: **مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید**.*** ** ازدواج مربع**: **مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد**.*** ** ازدواج ملون**: **مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست وزرد پوست**.*** **ازدواج منظم**: ** مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد**.*** **ازدواج میسر**: ** مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد**.*** ** ازدواج مشبک**: **مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی کههر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها رابگیرد**.*** **ا زدواج مکرر**:** **مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش در برود* یک شنبه 14 خرداد 1391برچسب:, :: 10:38 :: نويسنده : ليلا
گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل
جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 17:42 :: نويسنده : ليلا
اگـر مـایـلید اطلاعات بیشتری درباره شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث مـیشوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید به تست زیر با دقت و در کمال صداقت پاسخ دهید ادامه مطلب ... مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. آخرین مطالب پيوندها
آموزش کامپیوتر ![]() نويسندگان |
|||
![]() |